تبليغاتX
برای تازه شدن دیر نیست

برای تازه شدن دیر نیست

اینگونه نگاه کنیم...

 

مرد را به عقلش نه به ثروتش


زن را به وفايش نه به جمالش


دوست را به محبتش نه به کلامش


عاشق را به صبرش نه به ادعايش


مال را به برکتش نه به مقدارش



خانه را به آرامشش نه به اندازه اش



اتومبيل را به کاراییش نه به مدلش


غذا را به کيفيتش نه به کميتش



درس را به استادش نه به سختیش



دانشمند را به علمش نه به مدرکش


مدير را به عمل کردش نه به جایگاهش


نويسنده را به باورهايش نه به تعداد کتابهايش

شخص را به انسانيتش نه به ظاهرش

دل را به پاکیش نه به صاحبش

 

جسم را به سلامتش نه به لاغریش


سخنان را به عمق معنایش نه به گوینده اش

.

.

.
 

در انتشار آنچه خوبيست و ردي از عشق در آن هست
آخرين نفر نباشيد!

+ نوشته شده در  جمعه ششم اسفند 1389ساعت 15:28  توسط وحید  | 

سخنانی از چارلی چاپلین

 

اگر روزی خیانت دیدی ، بدان که قیمتت بالاست .

> حتی بهترین فرزندان نیز دشمن جان پدر و مادرانند.

> از دشمن خود یکبار بترس و از دوست خود هزار بار .

> نقاش کامل آنست که از هیچ برای خود سوژه بسازد .

> خوشبختی فاصله این بدبختی تا بدبختی دیگر است .

> حتی تظاهر به شادی نیز برای دیگران شادی بخش است .

> ازدواج مثل بازار رفتن است تا پول و احتیاج و اراده نداری بازار نرو .

> انسان اگر فقیر و گرسنه باشد بهتر از آن است که پست و بی عاطفه باشد .

> بزرگ ترین الماس جهان آفتاب است،که خوشبختانه بر گردن همه می درخشد .

> درخشان ترین تاجی که مردم بر سر می نهند در آتش کوره ها ساخته شده است .

> مردمان روی زمین استوار ، بیشتر از بندبازان روی ریسمان نااستوار سقوط می کنند .

> شکست خوردن ناراحتی ندارد . آدم باید شجاع باشد تا بتواند از خودش یک احمق بسازد .

> اگر شاد بودی آهسته بخند تا غم بیدار نشود و اگر غمگین بودی آرام گریه کن تا شادی ناامید نشود.

> این یکی از تضادهای زندگی ما است ،که آدم همیشه کار اشتباه را در بهترین زمان ممکن انجام میدهد .

> وقتی زندگی صد دلیل برای گریه کردن به شما نشان میدهد ،شما هزار دلیل برای خندیدن به آن نشان دهید.

> من دریافته ام که ایده های بزرگ هنگامی به ذهن راه می یابند که مصمم به داشتن چنین ایده هایی باشیم .

> فیلمسازان باید به این نکته نیز بیاندیشند که فیلمهایشان را در روز رستاخیز با حضور خودشان نمایش خواهند داد.

> شاید زندگی آن جشنی نباشد که تو آرزویش را داشتی را داشتی ،اما حالا که به آن دعوت شده ای ،

تا میتوانی زیبا برقص.

> دنیا آنقدر وسیع است که برای همه مخلوقات جا هست. به جای آن که جای کسی را بگیرید،

تلاش کنید جای واقعی خودتان را بیابید.

> خودپسندی زنها بزرگترین علت بدبختی ایشان و نابودی خانواده هاست . هیچ چیز به اندازه خودپسندی

 زنها بنیان خانواده را نابود نکرده است.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم دی 1389ساعت 21:14  توسط وحید  | 

در وهله اول توقع شما از خودتان است یا دیگران؟!

 

یک روز ۳لاک پشت که با هم دوست بودند تصمیم گرفتند برای گردش به خارج از شهر بروند از انجا ک لاک پشت

ها بطور کلی در همه موارد کند عمل مییکنند مدت زیادی طول کشید تا برای سفرشان اماده شوند!

انها بالاخره در سال سوم سفرشان جایی را برای اقامت پیدا کردند حدود ۶ماه محوطه را تمیز کردند و سبد

 غذایشان را باز کردند و مقدمات را اماده کردند...ویکدفعه متوجه شدند که نمک نباورده اند...

خوردن غذا بدون نمک فاجعه بود و همه انها در این مورد موافق بودند.بعد از یک بحث طولانی جوانترین

لاک پشت برای اوردن نمک از خانه انتخاب شد لاک پشت کوچک ناله کرد جیغ کشید و توی لاکش کلی

بالا پایین پرید گرچه او سریع ترین لاک پشت بین لاک پشت های کند بود!

او قبول کرد به یک شرط این کار را انحام دهد این که هیچ کس تا وقتی او برنگشته چیزی نخورد.خانواده قبول

کردند ولاک پشت کوچک به راه افتاد

۳سال گذشت و لاک پشت کوچک برنگشت ۵سال...۶سال...سپس در سال هفتم غیبت او پیرترین لاک پشت

که دیگر نمیتوانست گرسنگی را تحمل کند گفت که قصد دارد غذا بخورد و شروع به باز کردن یکی از

ساندویچ ها کرد ...

در این هنگام ناگهان لاک  پشت کوچک از پشت درختی فریاد کنان بیرون پرید ...میدانستم میدانستم که

منتظر من نمی مانید حالا من هم نمیروم نمک بیاورم!!!!

برخی از ما زندگی خود را در این انتظار تلف میکنیم ک دیگران به تعهداتی که از ایشان توقع داریم عمل

کنند و انقدر نگران کارهایی که دیگران انجام میدهند یا نمیدهند هستیم ک خودمان عملا هیچ کاری

انجام نمیدهیم...

                                               مجله موفقیت

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم دی 1389ساعت 12:12  توسط وحید  | 

جکلات الهام بخش

)باید زیاد مطالعه کنیم تا بدانیم که هیچ نمیدانیم                       مونتسکیو

 

۲)وجود ما به منزله باغی است که اراده ی ما باغبان ان است               شکسپیر

 

۳)نگذارید روابط صمیمانه ی شما به صورت رابطه عادتی دراید.شور و هیجان داشته باشید

و از این که فرد بی همتایی را در زندگی خود دارید سپاسگذار باشید             رابینز

 

۴)موفقیت نتیجه قضاوت صحیح است.قضاوت درست ناشی از تجربه است و تجربه

غالبا چیزی جز قضاوت غلت نیست.                                               رابینز

 

۵)در مملکت عشق قانون حکومت نمکیند                            ارسطو

 

۶)با زنی ازدواج کن که اگر مرد بود بهترین دوست شما بود.                 بردون

 

۷)با همسر خود مثل یک کتاب رقتار کنید فصل های خسته کننده را اصلا نخوانید    سونی اسمارت

 

۸)تجربه بهترین درس زندگی است ولی افسوس که لرای ان بهای گرانی باید  پرداخت     کارایل

 

۹)اصل ونسب زن ومرد از رفتاری که موقع جدال با هم میکنند معلوم میشود     جان گری

 

۱۰)ادم تنها مخلوقی است که نمیخواهد همان باشد که هست            البر کامو

 

۱۱)اگر دلتان چیزی را میخواهد که در دسترس نیست حتما ان را در جای اشتباهی

جستجو میکند                               جان گری

 

۱۲)مردم زمانی که موفق میشوند مهمانی میگیرند و زمانی که شکست میخورند به فکر

فرو میروند                                            رابینز

 

۱۳)راز موفقیت ان است که شغل را جزو تفریحات خود قرار دهید          مارک تواین

 

۱۴)بکوش عظمت در نگاه تو باشد نه در انچه به ان می نگری                اندره ژید

 

۱۵)بی ثمرترین روز ما روزی است که نخندیده باشیم                 چالز فیلد

 

۱۶)رگ و ریشه انسان مهمتر از شاخ و برگ اوست                     ویلسون

 

۱۷)چنان باش که بتوانی به هرکس بگویی مثل من رفتار کن                کانت

 

۱۸)خنده بهترین اسلحه جنگ با زندگی است                       اناتول فرانس

 

۱۹)اگر میخواهی قدر پول را بدانی برو و از دیگری قرض بخواه          تولستوی

 

۲۰)معلم باید بیشترین اقتدار و کمترین قدرت را داشته باشد              مارک تواین

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم تیر 1389ساعت 12:18  توسط وحید  | 

ملاقات با عشق

 

 

جان بلانچارد از روی سکوی قطار برخاست یونیفرمش را مرتب کرد

وانبوه مردمی که به داخل گراند سنترال استیشن میرفتند را از نظر

گذراند.قرار بود دختری را ملاقات کند که چهره اش را هرگز ندیده

بود.اما از مکنونات قلبی اش اگاه بود:دختری با یک گل سرخ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه سی و یکم اردیبهشت 1389ساعت 15:52  توسط وحید  | 

عجیب است که...

.عجيب است كه انسان ها چقدر راحت از خداوند انتقاد ميكنند.

به او اهانت ميكنند و ان وقت در شگفتند كه چرا دنيا اين چنين به

اضمحلال و نابودي گراييده است.عجيب است كه همه ميخواهند به

بهشت بروند به شرط انكه مجبور نباشند كتب الهي را باور نمايند.

در مورد ان فكر كنند يا چيزي بگويند و يا حتي از دستورات الهي پيروي كنند.

عجيب است كه چگونه شخصي ميتواند بگويد من به خدا معتقدم

 با اين حال از شيطان هم پيروي كند.عجيب است كه شما ميتوانيد

هزاران لطيفه را از طريق ايميل براي ديگران بفرستيد و اين لطيفه ها

 همچون حريقي بزرگ به همه جا گسترش ميابند اما همين كه

شروع به ارسال پيام هايي راجع به خداوندكنيد مردم در مورد ارسال

 ان به يكديگر ترديد ميكنند.

عجيب است كه جگونه بي شرافتي گستاخي زشتي فساد و وقاحت

 ازادانه از طريق شبكه هاي ماهواره اي گذر ميكنند اما از بحث و گفتگوي

اشكار درباره خداوند در مدارس كارخانه ها و ادارات و...جلوگيري شده

 و سركوب ميشود

عجيب است كه چطور شخصي ميتواند روزهاي يكشنبه براي

 عيسي مسيح يك مسيحي دو اتيشه باشد اما در باقي هفته

 دينش غير قابل تشخيص باشد.

ميخنديد؟

عجيب است كه چگونه زماني كه شما قصد ارسال پيامي مانند

اين پيام را از طريق پست الكترونيكي داريد ان را براي تعداد زيادي

 از دوستانتان

نميفرستيد زيرا به انچه كه انها اعتقاد دارند مطمئن نيستيد و

يا اطمينان نداريد كه انها به خاطر ارسال اين پيام در مورد شما

چگونه فكر ميكنند عجيب است كه من بيشتر ازنظرخداوند نسبت

به خود نگران نظر مردم هستم.

ايا به فكر فرو رفته ايد؟

اگر فكر ميكنيد اين پيام ارزشمند است ان را به ديگران نيز بدهيد

و اگر نيست ان را دور بيندازيد.هيچكس نميفهمد كه شما اين كار را انجام

داده ايد اما اگر اين فرايند فكري معني دار دار و هدفمند را دور مي اندازيد

 پس حق شكايت از شكل گناه الود دنيا را نداريد

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم فروردین 1389ساعت 23:9  توسط وحید  | 

سخنان انیشتین1

 

۱)به نظر میرسد مشکل اصلی ما کمال خواهی در ابزار ها و تداخل اهداف باشد

۲)کسی که هیچ گاه خطایی مرتکب نشده هرگز کار جدیدی را هم شروع نکرده

۳)سوالی که گاهی مرا گیج میکند این است که من دیوانه ام یا دیگران؟

۴)میز صندلی ظرفی میوه و یک ویولن.انسان برای شاد بودن به چیز دیگری

هم نیاز دارد؟

۵)خشم در اغوش احمق ها خانه میکند

۶)مردی که بتواند در حالی که دختر زیبایی را میبوسد با ایمنی رانندگی کند

به بوسهاهمیتی که سزاوار ان است را نمیدهد

۷)اگر از من بپرسید گناه در خلوت را به تظاهر به تقوا ترجیح میدهم

۸)همه ما در پیشگاه خدا به یه اندازه خردمند هستیم و به یه اندازه احمق

۹)نگران مشکلات خود در ریاضیات نباشید میتوانم به شما اطمینان دهم

 که مال من بزرگتر است

۱۰)تحصیلات ان چیزی است که برای فرد پس از فراموش کردن انچه

در مدرسه اموخته است باقی میماند

۱۱)نیروی جاذبه لزومامسیول افتادن افراد در عشق نیست

۱۲)خداوند همیشه ساده ترین راه را بر میگزیند

۱۳)من انقدر هنرمند هستم که در خیال خودم ازادانه ترسیم کنم

خیال مهم تر از دانش است.دانش محدود است ولی خیال دنیا را در بر میگیرد

               ادامه دارد...

+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم اسفند 1388ساعت 11:15  توسط وحید  | 

من از جهانی دگرم

 

ساقی از این عا لم واهی رهایم کن

 

نمی خواهم در این هیبت بمانم 

بیا از این تنه آلوده و غمگین جدایم کن

 

تو را اینجا به صدها رنگ می جویند

تو را با حیله و نیرنگ می جویند

تو را با نیزه ها در جنگ می جویند

بیا از این تنه آلوده و غمگین جدایم کن

 

تو جان  می بخشی  و اینجا  به  فتوای  تو

میگیرند جانی را که بخشیدی تو بر عالم

نمی دانم کی ام من  نمی دانم کی ام من

 آدمم  روحم خدایم یا که شیطانم نمی دانم

تو با خود آشنایم کن تو با خود آشنایم کن

بیا از این  تنه آلوده غمگین جدایم  کن

 

اگر روحه خداوندی دمیده در روان آدم و حواست

پس ای  مردم خدا اینجاست خدا اینجاست

خدا در قلب انسانهاست

به خود آ تا که در یابی خدا در خویشتن پیداست

 

همای از دست این عالم پر پرواز خود بگشود

 در خورشید و آتش سوخت

خداوندا بسوزانم در این آتش همایم کن

بیا از این تنه آلوده و غمگین جدایم کن

    پرواز همای

                             

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم بهمن 1388ساعت 16:36  توسط وحید  | 

ویکتور هوگو

 
 
من نمیگویم هرگز نباید در نگاه اول
 
عاشق شداما اعتقاد دارم باید برای
 
 بار دوم هم نگاه کرد
 
 
                    
+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم بهمن 1388ساعت 22:19  توسط وحید  | 

زن عشق می كارد و كینه درو می كند

 

دیه اش نصف دیه توست

و مجازات گناهش با تو برابر ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم بهمن 1388ساعت 14:51  توسط وحید  | 

نیش عقرب

هندویی عقربی را دید که در اب برای نجات خویش دست و پا میزد.

 

هندو به قصد کمک انگشتش را به طرف عقرب دراز کرد....


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم دی 1388ساعت 19:7  توسط وحید  | 

دوقفس

 

در باغ پدرم دو قفس هست.در یکی شیری ست که بردگان پدرم

 

از صحرای نینوا اورده اند.در دیگری گنجشکی ست بی اواز...

 

هر روز سحرگاهان گنجشک به

 

 شیر میگوید:بامدادت خوش ای برادر زندانی..................

 

                                             جبران خلیل جبران

 

            

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم آذر 1388ساعت 20:17  توسط وحید  | 

انچنان که تو دوست داری

 

خدایا...

 

به من زیستنی عطا کن که در لحظه ی مرگ

 

بر بی ثمری لحظه هایی که برای زیستن گذشته است

 

حسرت نخورم

 

و مردنی عطا کن

 

که بر بیهوده گی اش سوگوار نباشم

 

بگذار تا ان (مرگ)را من خود انتخاب کنم

 

اما انچنان که تو دوست داری

 

خدایا....

 

تو چگونه زیستن را بیاموز    چگونه مردن را من خود خواهم اموخت

                                           

                             دکتر شریعتی

+ نوشته شده در  شنبه هفتم آذر 1388ساعت 19:58  توسط وحید  | 

دکتر شریعتی

 

چه رنجیست لذت ها را تنها بردن

و چه زشت است زیباییها را تنها دیدن

و چه بدبختی ازار دهنده ایست تنها خوشبخت بودن

در بهشت تنها بودن سخت تر از کویر است

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم آبان 1388ساعت 18:18  توسط وحید  | 

دوست داشتن

چه اسان عشق را به چیزی نمیگیرند و ان را به هر

 قیمتی میفروشند.ان را به هیچ کس ارج نمیدهند.

چه میگویم؟چه پست مردمی هستند.دوست داشتن

 را جنایت میشمارند.

 

کینه مجاز است چاپلوسی مجاز است نوکری مجاز است

دزدی و دروغ رایج است پول پرستی زشت نیست هوس بازی

و عیاشی  های متعفن و کثیف معمول است و ازاد حق کشی

 ازاد است پستی و زبونی و ذلت و تقلب و تظاهر و دشمنی

 و چرب زبانی ازاد است مشروع است

 

اما عشق را کسی نمیبخشد

                                  دوست داشتن را کسی تحمل نمی کند

 

                                                دکتر شریعتی

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم مهر 1388ساعت 21:38  توسط وحید  | 

بهای معجزه

وقتی که تس شنید پدر و مادرش راجع به برادر کوچکش

صحبت میکنند دختر بچه ای هشت ساله بود که خیلی

 بیشتر از سنش میفهمید.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه چهارم مهر 1388ساعت 0:58  توسط وحید  | 

ایا شما خدا هستید؟

عصر یک روز سرد ایام تعطیل پسر بچه ای شش

 هفت ساله جلوی ویترین مغازه ای ایستاده بود.

پسرک پا برهنه بودو لباس هایی کهنه و پاره بر تن داشت.

زن جوانی کخ از انجا می گذشت با دیدن پسرک نگاه

حسرت باری را در چشمان ابی رنگش مشاهده کرد.

 

پس دستش را گرفت و او را به داخل مغازه

برد و برایش یک جفت کفش و یک دست لباس گرم خرید.

بعد هر دو از مغازه خارج شدند.

زن گفت:حالا برو خونه و از این تعطیلات لذت ببر.

پسرک نگاهی به او کرد و گفت:خانم شما خدا هستید؟

زن لبخند زد و گفت:نه پسرم من بنده ی خدا هستم.

و ان وقت پسرک گفت:اهان گفتم باید با هم نسبتی داشته باشید

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم شهریور 1388ساعت 19:4  توسط وحید  | 

مهر مادری

 

یک روز عصر پسر بچه ای پیش مادرش که

 

 عصرانه را اماده میکرد رفت وکاغذی را که

 

 چیزهایی روی ان نوشته بود به او داد.

 

مادر پس از انکه دستهایش را با پیش بند خشک

 

 کرد ان را خواند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم شهریور 1388ساعت 0:26  توسط وحید  | 

خدا جون

 

هر گاه خدا تورا به لبه پرتگاهی هدایت کرد به او اعتماد کن

 چون یا تورا از پشت خواهد گرفت یا پرواز کردن را به تو خواهد

 اموخت

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم شهریور 1388ساعت 11:4  توسط وحید  | 

کاسه چوبی...

 

 پیرمردی ضعیف و رنجور تصمیم گرفت با پسر و عروس و نوه ی

4ساله اش زندگی کند.دستان پیرمرد میلرزید چشمانش تار شده

 بود و گام هایش مردد و لرزان بود.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم مرداد 1388ساعت 22:32  توسط وحید  |