.عجيب است كه انسان ها چقدر راحت از خداوند انتقاد ميكنند.
به او اهانت ميكنند و ان وقت در شگفتند كه چرا دنيا اين چنين به
اضمحلال و نابودي گراييده است.عجيب است كه همه ميخواهند به
بهشت بروند به شرط انكه مجبور نباشند كتب الهي را باور نمايند.
در مورد ان فكر كنند يا چيزي بگويند و يا حتي از دستورات الهي پيروي كنند.
عجيب است كه چگونه شخصي ميتواند بگويد من به خدا معتقدم
با اين حال از شيطان هم پيروي كند.عجيب است كه شما ميتوانيد
هزاران لطيفه را از طريق ايميل براي ديگران بفرستيد و اين لطيفه ها
همچون حريقي بزرگ به همه جا گسترش ميابند اما همين كه
شروع به ارسال پيام هايي راجع به خداوندكنيد مردم در مورد ارسال
ان به يكديگر ترديد ميكنند.
عجيب است كه جگونه بي شرافتي گستاخي زشتي فساد و وقاحت
ازادانه از طريق شبكه هاي ماهواره اي گذر ميكنند اما از بحث و گفتگوي
اشكار درباره خداوند در مدارس كارخانه ها و ادارات و...جلوگيري شده
و سركوب ميشود
عجيب است كه چطور شخصي ميتواند روزهاي يكشنبه براي
عيسي مسيح يك مسيحي دو اتيشه باشد اما در باقي هفته
دينش غير قابل تشخيص باشد.
ميخنديد؟
عجيب است كه چگونه زماني كه شما قصد ارسال پيامي مانند
اين پيام را از طريق پست الكترونيكي داريد ان را براي تعداد زيادي
از دوستانتان
نميفرستيد زيرا به انچه كه انها اعتقاد دارند مطمئن نيستيد و
يا اطمينان نداريد كه انها به خاطر ارسال اين پيام در مورد شما
چگونه فكر ميكنند عجيب است كه من بيشتر ازنظرخداوند نسبت
به خود نگران نظر مردم هستم.
ايا به فكر فرو رفته ايد؟
اگر فكر ميكنيد اين پيام ارزشمند است ان را به ديگران نيز بدهيد
و اگر نيست ان را دور بيندازيد.هيچكس نميفهمد كه شما اين كار را انجام
داده ايد اما اگر اين فرايند فكري معني دار دار و هدفمند را دور مي اندازيد
پس حق شكايت از شكل گناه الود دنيا را نداريد